منو

دولت احمدی نژاد به ما میدان داد

  • نوشته شده توسط مدیر سایت
  • دسته: اخـبـار
امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

دولت احمدی نژاد به ما میدان داد

 

وقتی اصلاح طلبان ورود به رقابت های انتخاباتی سال 88 را تحریم کردند، تصور ما این بود که مجلسی یکدست و یکپارچه خواهیم داشت. البته یکپارچه از نظر اصولگرایی که البته این امر محقق شد. اما این یکپارچگی به گونه ای با همگرایی مجموعه اصولگرایان و دادن لیست واحد اتفاق نیفتاد.

بخش سیاست تبیان
مصباحی مقدم

آیت الله غلامرضا مصباحی مقدم با اشاره به شکل گیری مجلس نهم، تحریم انتخابات توسط جناح اصلاح طلب پس از حوادث سال 88 و احتمال پیروزی جبهه پایداری و بخش بزرگی از جناح اصولگرا گفت: اجازه دهید اینگونه پاسخ دهم. وقتی اصلاح طلبان ورود به رقابت های انتخاباتی آن سال را تحریم کردند، تصور ما این بود که مجلسی یکدست و یکپارچه خواهیم داشت. البته یکپارچه از نظر اصولگرایی که البته این امر محقق شد. اما این یکپارچگی به گونه ای با همگرایی مجموعه اصولگرایان و دادن لیست واحد اتفاق نیفتاد.
اهم سخنان وی در گفت وگو با سالنامه نوروزی روزنامه اعتماد به شرح زیر است:
در انتخابات دور نهم مجلس، آقایان عضو جبهه پایداری اظهار کردند که ما می خواهیم شور انتخابات بالا رود و چون رقابت بین دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب نیست باید رقابت درون جناحی را به وجود بیاوریم. از این جهت به سراغ ارائه لیستی جداگانه رفتند. مرحوم آیت الله مهدوی کنی که لیدری اصولگرایان را برعهده داشتند تلاش کردند که آنها هم به جمع اصولگرایان اضافه شوند. حتی تا روزهای آخر هم می گفتند که دو صندلی برای آنها خالی گذاشته ایم اما آنها زیر بار نرفتند و با هدف «دو قطبی کردن انتخابات» بین مجموعه اصولگرایان کار خود را کلید زدند.

حداد عادل شخصیتی به شدت فرهنگی است و با همین عنوان هم شهره هست. این را البته باید جهت مثبت ایشان دانست اما بعد سیاسی ایشان تحت الشعاع بعد فرهنگی وی است


اتفاقی که افتاد این بود که تقریبا بیش از دو سوم مجلس از همان جناحی که از محوریت جامعه روحانیت برخوردار بود تشکیل شد و کمتر از یک سوم از کرسی های مجلس نیز به نمایندگانی که منسوب به جبهه پایداری بودند، تعلق گرفت. در واقع سقف اعضا و هواداران جبهه پایداری در مجلس نهم هفتاد نفر بود اما فراکسیونی هم که بعدا تحت عنوان رهروان ولایت شکل گرفت بین 170 تا 220 نفر بود. البته همه 220 نفر اصولگرا نبودند. بلکه تقریبا می توان گفت 180 نفر از آنها اصولگرا و مابقی هم یا تعدادی اصلاح طلب بودند و یا افرادی را شامل می شدند که تحت پوشش هیچ یک از جریانات سیاسی قرار نداشتند.
دلیل موفقیت جبهه پایداری در پیشبرد برنامه هایش با وجود داشتن تعداد کمتری عضو نسبت به فراکسیون رقیب تنها به این دلیل که پایداری ها متشکل عمل می کردند، پس توان تاثیرگذاری بر بخشی از مجموعه کسانی که به فراکسیون رهروان ولایت منسوب بودند و یا کسانی که حالتی بینابین داشتند را هم داشتند.
در مورد اجماع بر سر علی لاریجانی و نرسیدن حداد عادل به صندلی ریاست این مساله بیشتر در مجلس هشتم محتمل بود که حدادعادل با توجه به ریاست مجلس در دوره قبل، یعنی مجلس هفتم باز هم به ریاست برسد. چون زمینه اخذ رای را داشتند. آنجا باید دید که چه شد که حدادعادل در مجلس هشتم به ریاست نرسید نه اینکه در مجلس نهم چه اتفاقی افتاد. مجلس نهم دنباله طبیعی مجلس هشتم بود.
آقای حداد عادل دو سال پیاپی کاندیدا شدند و تعداد آرای ایشان برای کسب کرسی ریاست مجلس کم بود. به نظر حدود صد رای را بدست آوردند. در آن انتخابات برای ریاست مجلس تجربه دوره هشتم بسیار موثر واقع شد. به طوری که موجب شد آقای علی لاریجانی در دوره نهم نیز رییس مجلس باقی بماند و البته در یک مقایسه با مجلس هشتم.
در مجلس نهم آقای حداد عادل خواسته یا ناخواسته لیدری اقلیت مجلس را بدست گرفت و همین امر موجب شد که نتواند رای بالایی را کسب کند. اگر حداد عادل احیانا لیدر اقلیت مجلس نمی شد و مواضع جداگانه ای اتخاذ می کرد شاید این ماجرا تا حدی متفاوت می شد. البته دلیلی نمی شد که رایی متفاوت کسب کند.
در مورد مقایسه نحوه مدیریت آقای حداد عادل و آقای علی لاریجانی در مجلس باشید حداد عادل شخصیتی به شدت فرهنگی است و با همین عنوان هم شهره هست. این را البته باید جهت مثبت ایشان دانست اما بعد سیاسی ایشان تحت الشعاع بعد فرهنگی وی است. حداد عادل در مجلس هفتم که ریاست مجلس را به دست گرفت همین بعد فرهنگی در مدیریت ایشان غلبه کرد و وی در مدیریت مجلس آن قاطعیتی را که باید اعمال کند نشان نمی داد. سید مهدی طباطبایی که نماینده مردم تهران در دور هفتم مجلس بودند در یکی از نطق های خود گفت كه ما سه رییس داریم. حداد عادل را مصداق رییسی دانستند که خیلی با نرمی می خواهد مجلس را اداره کند و مهندس باهنر را رییس زورکی دانستند که با قدرت بالاتری مجلس را اداره می کنند.
ابوترابی چون روحیه لطیفی در مدیریت داشتند تعبیر به زارکی کردند. مثلا ایشان به تعبیری برای پیش بردن امور مجلس التماس می کرد. به هر حال، این یک نماد برای رفتار حداد عادل بود که طبعا مجلس به خوبی نمی توانست اداره شود. نمایندگان مجلس هرکدام شخصیتی برای خود قائل هستند. آنها می گویند ما «نماینده» و «نماینده تر» نداریم و هرکسی حق یک رای دارد.
رییس مجلس یک رای و کسی هم که کف مجلس نشسته یک رای، رییس هم با رای ما بوده که رییس شده است پس بدانید که اداره کردن مجموعه ای که همه خود را از آن دست شخصیت هایی می دانند که باید اثرگذار باشند میسر نیست. طبعا باید توانایی های خاصی باشد که بتواند این مجموعه را هماهنگ کند. حداد عادل هم اینجاها بود که در مدیریت کم می آورد. همین امر موجب می شد جاهایی که اداره مجلس مقداری سخت تر و پیچیده تر می شود کرسی ریاست را به آقای باهنر واگذار کند.
در بحث های پرجنجال مثل بودجه، برنامه و امثال اینها دکتر لاریجانی از این جهت ظرفیت و توانایی بالاتری داشته و در اداره جلسات مجلس موفق تر بود. برای همین هم به نظر می رسد که وزن بیشتری به توانایی و مدیریت لاریجانی دادند. البته یک مساله دیگر نحوه تعامل با دولت وقت بود. چه در دوره حداد عادل و چه در دوره ای که همزمان می شد با ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و چه در دوره اول ریاست دولت احمدی نژاد، بنای حداد عادل در مقابل دولت و شخص رییس جمهور یک رفتار انعطافی و هماهنگی های خارج از مناسبات رسمی بود.
در مورد رای اعتماد نگرفتن آقای نجفی و فاصله گذاری اش با جریان فتنه ببینید آنهایی که مهره فتنه بودند طبعا جرات نمی کردند کاندیدا شوند اما آنهایی که نسبت به جریان فتنه موضع روشنی نگرفته بودند.. ایشان اتفاقا شفاف اظهار کرد که من ابراز برائت نمی کنم. دقت می کنید؟ البته ما از این جهت خوشحالیم. نجفی از کسانی است که دورویی نداشت.
در مورد پست وزارت علوم با رضا فرجی دانا شرط شد که از تیم آقای توفیقی نباید کسی را به کار بگیرد. روی دو نفر حساسیت وجود داشت. باید اینها را کنار می گذاشت (جعفر توفیقی که در تحصن دانشگاه تهران نطق کرده بود و جعفر میلی منفرد) ایشان هم وعده کرده بودند که این کار را انجام دهند. اما بلافاصله میلی منفرد را به عنوان معاون و توفیقی را به عنوان مشاور خود معرفی کرد. این نوعی دهن کجی به مجلس بود. همین امر نقطه شروع چالش با ایشان شد. اتفاقاتی هم در دانشگاهها در همان برهه رخ داده بود که گزارش شد که طبعا برخلاف دیدگاه مجلس نسبت به شخص فرجی دانا بود که به ایشان رای عدم اعتماد دادیم. فرجی دانا ده روز مهلت جدیدی از مجلس گرفتند که طی دو معاون خود را تغییر دهند و این کار هم واقعا انجام شد. اما ایشان از آن فرصتی که داده شد استفاده نکرد. حالا  لحظه آخر رییس مجلس از تصمیم جدید می گوید، اما دیگر نمایندگان تصمیم خود را گرفته اند و نمی توانند به وعده ای که طی دو هفته عمل نشده تنها به گفته رییس مجلس آن هم در لحظات آخری که می خواهد رای گرفته شود ترتیب اثر بدهند. این نکته مهمی است.
در مورد ظهور واژه دلواپسی  کهدر مذاکرات هسته ای  با رفت و آمد آقای ظریف به مجلس بوجود آمد ما اکثریت مجلس را شاهد بودیم که از کار ظریف حمایت می کردند. البته اقلیتی هم بودند که به شدت در برابر کارهای تیم مذاکره کننده هسته ای موضع می گرفتند و طبعا آن مجموعه ای بود که با حرارت هم مساله را پیگیری می کردند که منحصر به درون مجلس نبود بلکه در خارج از مجلس نیز به شدت این مساله را دنبال می کردند. یک نوع فضاسازی هم صورت گرفت که رای دادن به برجام نوشاندن جام زهر به رهبری است. من هر محفل و مجلسی که شرکت می کردم و این مساله مطرح می شد، به شدت حمله می کردند به مجلس و می گفتند این مجلس پشت رهبری نیست و در مقابل رهبری ایستاده و می خواهد به ایشان جام زهر را بنوشاند. خاطرم هست که جلسه ای را ستاد کل سپاه تشکیل داده بود و هادیان سیاسی را از کل کشور جمع کرده بودند. اعتمادی هم که دوستان سپاه با توجه به سوابق من دارند باعث شد تا در آن جلسه دعوت شوم تا آثار اقتصادی برجام را برای مخاطبان بگویم.

در مورد روز تصویب برجام که آن را تصویب بیست دقیقه ای نام نهادند و نحوه مدیریت لاریجانی من مدیریت ایشان را در همین جریان و بسیاری از جریانات دیگر یک مدیریت موفق می دانم

من در آن جلسه گفتم ما نمی گوییم دستاوردی که بدست آمده است خیلی دهان شیرین کن است. بالاخره بده بستان کردیم اما بدانید که آنچه انجام شده با اهتمام دولت و مذاکره کنندگان ما و پیگیری و جدیدت و زوری بوده که اینها توانستند بکار بگیرند تا در برابر 6 قدرت برتر جهان به کرسی بنشانند. پس اینکه تصور کنید رهبری تحت فشار قرار گرفته اند بابت مذاکرات صحت ندارد. این اهانت به رهبری است. رهبری ما در اوج قدرت و عزت و محبوبیت کشور را رهبری می کنند. این اصلا به مصلحت نیست که چنین تصور شود که رهبری فاقد پشتیبانی است. کل این مردم پشت ایشان هستند و مجلس هم پشت ایشان هست. پس برداشت شما غلط است اما اینکه نتیجه برجام چه شده خب ما می فهمیم که چه شده است. ما به تعبیر رهبری هزینه سنگینی پرداخت کرده ایم ولی دستاوردی هم داشته ایم. که نه می توان این را کوچک شمارد و نه می توان آن را بزرگ تلقی کرد. همین قدر که تحریم ها برداشته شود برای نظام ما یک تنفسی است که کشور ما در ساحت بین المللی می تواند بسیاری از آنچه را که برایش مشکل شده بوده از مقابل بردارد.
در مورد تهدید صالحی و ظریف در مجلس}فضای عمومی مجلس همراهی و حمایت از ظریف و صالحی بود و چیزی که حکایت از مقابله با این دو باشد وجود نداشت. طبعا تعداد کمی افراد با این دو بزرگوار با تندی برخورد کردند. البته به گونه ای هم برخورد شده که اینها را رنجانده است.یکی از در بیانات رهبری که با نمایندگان ملاقات داشتند این بود که وزرایی که به مجلس می آیند نباید مورد اهانت قرار بگیرند. به صراحت فرمودند.
در مورد روز تصویب برجام که آن را تصویب بیست دقیقه ای نام نهادند و نحوه مدیریت لاریجانی من مدیریت ایشان را در همین جریان و بسیاری از جریانات دیگر یک مدیریت موفق می دانم. وقتی که گفت و گوهایی بین طرفین موافق برجام در یک جلسه جدی شکل گرفته و روی بندهایی توافق کرده اند، قرار شد آنچه که مورد توافق طرفین قرار گرفته در صحن اعلام شود. این چقدر زمان می برد؟ همراه با این مساله دویست پیشنهاد آمده بود. اگر بنا بود به پیشنهاد  نمایندگان توجه شود چند روز وقت می برد. آنچه که توافق شده بود؛ می شود خواسته اکثریت قابل توجه مجلس و آن بندها و اصلاحات پیشنهادی که دویست تا بوده و برخی حتی به تنهایی چندین پیشنهاد داشتند می شود حاشیه های ضعیف، پس نباید مجلس را معطل این حاشیه های ضعیف کرد. به نظر من یکی از جاهایی که مدیریت مجلس خوش درخشید همین جاست. نباید معطل می کرد حالا که توافقی خارج از جلسه علنی مجلس صورت گرفته و اطراف پذیرفته اند نباید در جلسه بعضی ها پا شوند و همان چیزی را که قبلا بر آن توافق کرده اند مورد اعتراض قرار دهند.
دولت احمدی نژاد بیشتر به ما میدان می داد که به آن نزدیک شویم. برای اولین بودجه ای که می خواست به مجلس بدهد تعدادی از نمایندگان اقتصاددان مجلس از ایشان خواستند که جلوتر گزارشی به ما بدهید. ایشان هم از این افراد دعوت کرد. ما در جریان قرار گرفتیم و مدت مدیدی بود که هفتگی جلسه برگزار می کرد.
اما دولت روحانی با اینکه ما با هم سالها از نزدیک دوستی داشتیم و رفیق ما است اینگونه عمل نمی کند. ما احساس می کنیم رییس جمهور مثلا برنامه ششم را که می خواست مطرح کند یک هفته قبل ما را در جریان قرار می داد که چه می خواهند تحویل دهند. بی خبر مطلق؟ از نظر حمایت هم من مکرر مصاحبه کردم و حمایت جامعه روانیت مبارز را از انتخاب روحانی اعلام کردم. بعدها هم همینطور. گفتم حمایت می کنیم و انتقاد هم داریم. پس این مساله خیلی روشن است اما واقعیت این است که دولت روحانی خیلی به ما میدان نمی دهد و خیلی از دیدگاههای ما استفاده نمی کنند. و این آنها هستند که ضرر می کنند.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد