منو

روانشناسی

با این اشتباهات شوهرتان را از دست می‌دهید!

امتیاز کاربران

با این اشتباهات شوهرتان را از دست می‌دهید!

http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/3/31/1703364_401.jpg

اگر برای محقق کردن 4 اصل تلاش کرده‌اید، وقت آن است که کمی به عقب برگردید و یک مهارت خوشایند کودکی را به زندگی امروزتان بیاورید. اگر می‌خواهید زندگی مشترک‌تان سرزنده بماند، بازی کردن را فراموش نکنید.

مراقب باشید! دنیای زن و شوهری، پیچیده‌تر از آن است که حال خودش رهایش کنید. اگر می‌خواهید عشق‌تان همیشه پا بر جا بماند، باید در تمام لحظات زندگی‌تان، چهار چشمی مراقب این عشق باشید. شاید باور نکنید اما عادت‌های ساده و به ظاهر بی‌اهمیتی که در زندگی شما جا خوش کرده‌اند، خیلی زود می‌توانند عشق‌تان را از تب و تاب بیندازند و میان شما دیواری بکشند که به سادگی ویران نمی‌شود. اگر هنوز هم منظور ما از این عادت‌های کوچک را  متوجه نشده‌اید، ادامه این مطلب را بخوانید.


تلفن کار دست‌تان می‌دهد؟

بهترین چیز در دنیای مدرن، محو شدن مرزهای ارتباطی است اما در عین حال، بدترین اتفاق دنیای امروز هم از دست رفتن همین مرزهاست. خوبی وسیله‌های ارتباطی جدید این است که شما در هر لحظه و هر جایی در دسترس هستید اما این اتفاق می‌تواند در لحظاتی که شما با همسرتان هستید دردسرساز شود. پس مراقب باشید و وقت بودن‌تان با او را صرف گپ زدن‌های تلفنی و دوستانه یا پیامک بازی نکنید. نگذارید دیگران هنگام صرف یک ناهار دو نفره و رمانتیک با تلفن زدن و خاطره تعریف کردن، میان شما فاصله بیندازند. شاید لازم باشد گاهی در حضور همسرتان تلفن همراه خود را خاموش کنید یا برای دوستان‌تان روشن کنید که در چه ساعاتی می‌توانند با شما تماس بگیرند.

همیشه برنامه‌های‌تان پر است؟

هنوز روز شروع نشده که شما برنامه‌های‌تان تا پایان شب را هم هماهنگ کرده‌اید و وقت سر خاراندن هم برای خودتان باقی نگذاشته‌اید. خرید کردن، ملاقات با دوستان، انجام کارهای خیریه، بردن بچه‌ها به کنسرت، کلاس‌های آموزشی خودتان و... اگر چه بخش‌های جدا ناشدنی زندگی شما هستند، اما اگر سهم قابل توجهی از زندگی‌تان را اشغال کنند، جایی برای عشق باقی نمی‌گذارند. شاید شما آنقدر سرگرم شده باشید که توان دیدن این واقعیت را پیدا نکنید اما پر بودن همیشه برنامه‌های شما، وقتی برای توجه به همسرتان و نیازهای او باقی نمی‌گذارد. برای اینکه به یک نفر نزدیک شوید، باید زمان و انگیزه کافی برای توجه کردن به او را داشته باشید.

به مانیتور معتاد شده‌اید؟

شاید خودتان ندانید که به لپ‌تاپ یا آیفون کوچک‌تان معتاد شده‌اید اما همسرتان زودتر از هر کسی این واقعیت را متوجه می‌شود. کافی است شما بگویید «می‌روم ای‌میل‌هایم را چک کنم و زود برگردم» و بعد از گذشت دو، سه ساعت هنوز پشت رایانه باشید تا همسرتان مهر معتاد بودن را به شما بچسباند. مهم نیست که او این موضوع را به زبان بیاورد یا اینکه بی‌صدا از کنار ساعت‌های طولانی‌ای که شما سرگرم رایانه یا تلفن همراه‌تان هستید بگذرد. در هر حال، این اتفاق فاصله‌ای پرنشدنی را میان شما دو نفر ایجاد می‌کند که به مرور می تواند سرنوشت رابطه صمیمانه‌تان را به خطر بیندازد.

همه زندگی‌تان کار است؟

عاشق کار کردن هستید؟ اشکالی ندارد. ما نمی‌خواهیم کار را به عنوان متهم اصلی سرد بودن رابطه‌تان معرفی کنیم اما بد نیست بدانید که نه خود کار، بلکه شیوه کار کردن‌تان می‌تواند زندگی شما را با چالش‌هایی روبه‌رو کند. اگر نمی‌خواهید رابطه تان آسیب ببیند، حساب کار را از خانه جدا کنید. شما چند ساعت از روز در محل کارتان مشغول هستید و این حق همسرتان است که با ورود شما به خانه، فرصت کافی برای صحبت کردن، تماشای تلویزیون و بدون دغدغه شام خوردن در کنار شما را داشته باشد. پس کار بیرون را به خانه نیاورید و چند ساعت  را به زندگی مشترک  اختصاص دهید.

بازی نمی‌کنید؟

اگر برای محقق کردن 4 اصل بالا تلاش کرده‌اید، وقت آن است که کمی به عقب برگردید و یک مهارت خوشایند کودکی را به زندگی امروزتان بیاورید. اگر می‌خواهید زندگی مشترک‌تان سرزنده بماند، بازی کردن را فراموش نکنید. قرار نیست همه زندگی شما جدی و با قاعده باشد و تمام تفریح‌های‌تان هم به پول وابسته باشد. شما می‌توانید با هم وقت بگذرانید و بدون صرف هیچ هزینه‌ای عشق را در خانه‌تان زنده کنید.

 

صادق سلامت

نظرات (0) کلیک ها: 262

ایوب ، بلای جان داعش...! (ابوعزاییل)

امتیاز کاربران
 
 
می گویند نام واقعی این مدافع حریم آل الله(صلوات الله علیهم) «ایوب» و قهرمان تکواندو و استاد در تیراندازی با کمان است و پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته ی «تربیت بدنی» تا زمان آغاز جنگ علیه «داعش» در دانشگاه مشغول تدریس بوده.
به گزارش ، در آخرین ماه های سال گذشته ی شمسی، کنیه ی یکی از «مدافعین حرم» در عراق، بر سر زبان ها افتاد. استاد دانشگاهی که به دلیل درخشش در جنگ با«مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» موسوم به «داعش»، به کابوسی برای تروریست های وهابی تبدیل شد و از سوی هم وطنانش، به عنوان «ابوعزرائیل» ملقب گردید. 
طی چند ماه، «ابوعزرائیل» به یکی از محبوب ترین چهره های معتقدان به «اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه)» نبدیل شد و امروز بسیاری از جوانان نسلمان با چهره ی او آشنا هستند.
می گویند نام واقعی این مدافع حریم آل الله(صلوات الله علیهم) «ایوب» و قهرمان تکواندو و استاد در تیراندازی با کمان است و پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته ی «تربیت بدنی» تا زمان آغاز جنگ علیه «داعش» در دانشگاه مشغول تدریس بوده است.
تصاویری که پیش رو دارید، «ایوب» را در کنار مادر محترمش به ثبت رسانده است. مردی که این روزها نامش برای «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» مرگ آفرین است، فرزند بانویی عفیفه و رنج کشیده است که شیرپاک و تربیت صحیحش، امروز چنین شیرمردی را به میدان جهاد و مقاومت فرستاده: 

عکس/ مادری که کابوسی برای «داعش» تربیت کرد
 
نظرات (0) کلیک ها: 435

چرا خانم‌ها عاشق خرید کردنند ولی مردها خوششان نمی آید

امتیاز کاربران
شما خرید کردن را دوست دارید؟ پاسخ به این سوال تا حدی به یک عامل بستگی دارد: اینکه زن هستید یا مرد. البته، این خیلی کلی‌گویی است اگر بخواهیم بگوییم گه «زن‌ها عاشق خرید کردن هستند ولی مردها نیستند».
مطمئناً همه ما کسانی را می‌شناسیم که خلاف این جمله هستند. مثلاً خانم شما ممکن است اصلاً از خریدن کردن خوشش نباید. اما تحقیقات نشان می‌دهد که این گفته چندان اشتباه نیست.

در تحقیقی که بر روی ۲۰۰۰ انگلیسی در سال ۲۰۱۳ انجام گرفت، مشخص شد که مردها بعد از ۲۶ دقیقه خرید خسته می‌شوند اما این زمان برای خانم‌ها حداقل ۲ ساعت بوده است. این تحقیق همچنین دریافته است که ۸۰ درصد از آقایون به هیچ عنوان خرید کردن با همسر خود را دوست ندارند و ۴۵ درصد از خانم‌ها نیز به هر قیمتی که شده سعی می‌کنند با شوهرانشان به خرید نروند!

تقریباً نیمی از خریدهای زوجی به دعوا و مشاجره ختم می‌شود. دلیل آن هم این است که مردها چون فوراً خرید خود را انجام می‌دهند، زود خسته می‌شوند درحالیکه همسرانشان هنوز دوست دارند از مغازه‌های بیشتری دیدن کرده و بسیار دیرتر تصمیم می‌گیرند.
 
اگر این کلی‌گویی‌ها صحیح باشد، باید ببینیم که این نگرش‌های متفاوت زنان و مردان نسبت به خرید کردن از کجا ناشی می‌شود؟ برای این منظور بهتر است نگاهی به تاریخ بیندازیم.
شکارچی-گرد‌آورنده‌ها
 
برای صدها هزار سال تا ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، همه انسان‌ها بعنوان شکارچی-گردآورنده زندگی می‌کرده‌اند --یعنی با شکار حیوانات (کار مردها) و جمع کردن گیاهان وحشی، میوه‌ها و سبزیجات (کار زنان). این روش زندگی چندان دشوار نبوده است. وقتی انسان‌شناسان به طور سیستماتیک به نحوه گذران وقت شکارچی-گردآوردنگان مدرن نگاه کردند، متوجه شدند که آنها فقط ۱۲ تا ۲۰ ساعت در هفته را به این کار صرف می‌کرده‌اند.
جالب است بدانید که زنان «نان‌آوران» اصلی در این جامعه بوده‌اند. انسان‌شناسان برآورد می‌کنند که جمع‌آوری‌های زنان حدود ۹۰-۸۰ درصد از غذای گروه را فراهم می‌نموده است . واقعیتی که باعث شده بسیاری انسان‌شناسان باور داشته باشند که این جوامع می‌بایست گردآورنده-شکارچی نامیده شوند. این همچنین به آن معناست که این افراد تا حد زیادی گیاهخوار بوده‌اند (غذای گوشتی آنها فقط ۲۰-۱۰ درصد بوده است) و جوامعی بسیار سالم بوده که از انواع و اقسام میوه‌ها، سبزیجات، ریشه‌ها و موار خام استفاده می‌نموده‌اند.
غرایز باستانی
 
جوامع انسان در ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح شروع به روی آوردن به شکار کردند (که از خاورمیانه آغاز گشت) و این روش خیلی زود در آسیا و اروپا نیز گسترده شد. اما بعد از صدها هزار سال زندگی به آن منوال، جای تعجب نیست که شکار و گردآوری هنوز جزء غرایز ما هستند. و همه اینها ما را به خرید کردن برمی‌گرداند زیرا این غرایز خود را در عادات خرید کردن ما نشان می‌دهند. وقتی بیشتر خانم‌ها خرید می‌کنند، اکثراً در حالت گرد‌آوری هستند درخت به درخت (مغازه به مغازه) را بررسی کرده و به دنبال میوه‌ها و سبزیجات رسیده و مغذی می‌گردند. آنها زمان زیادی را به بررسی میوه‌ها و موادغذایی صرف کرده و تازگی و کارایی آنها را بررسی می‌کنند و خیلی از آنها را هم رد می‌کنند. در انتهای کار خود، با مجموعه‌ای عالی و متنوع از موادغذایی (پاکت‌های خرید) به خانه برمی‌گردند.
به همین ترتیب، عادت خرید کردن مردها هم با میراث شکار کردن آنها مرتبط است. این می‌تواند توضیح دهد که چرا مردها بیشتر روی یک چیز تمرکز می‌کنند و نمی‌گردند.
آنها فقط یک چیز در ذهن دارند: کشتن یک حیوان و رفتن به خانه. اصلاً نمی‌خواهند وقتشان را صرف گشتن کنند و اصلاً لازم نیست که غذاهای خود را بررسی و ارزیابی کنند. آنها حیوانی را پیدا کرده، آن را می‌کشند، بر داشته و به خانه بر می‌گردند. احتمالاً این عجله برای به خانه برگشتن بر اساس این فرضیه بوده است که اگر شکارچی حیوانی را برای مدت طولانی روی زمین نگه دارد، حیوانان یا شکارچیان دیگر شروع به خوردن آن خواهند کرد. بعضی حیوانات مرده هم سنگین بوده‌اند و نمی‌توانسته‌اند آن را برای مدتی طولانی به اینطرف و آنطرف حمل کنند. و در آب‌وهوای گرم و مرطوب، گوشت حیوان کم‌کم شروع به خراب شدن می‌کرده است.
اجازه بدهید تکرار کنیم که همه اینها کلی‌گویی است .  بی‌تردید میلیون‌ها مرد و زن وجود دارند که خلاف این قاعده کلی هستند. اما اگر تفاوتی بین نحوه خرید کردن خانم‌ها و آقایان وجود دارد، می‌توان آن را به گذشته و پیشینیانشان نسبت داد.
در تحقیقات مختلفی نیز این ارتباط با پیشینیان در رفتار خرید کردن زنان و مردان به اثبات رسیده و شباهت‌های زیادی بین مرد و زن مدرن و پیشینیان آنها دیده شده است. محققان دریافته‌اند که خانم‌ها در مهارت‌ها و رفتارهای مربوط به جمع‌آوری امتیاز بالاتری کسب می‌کنند، بااینکه شیء موردنظر برای جمع‌آوری تفاوت کرده است.
مردها هم در رفتارها و مهارت‌های مربوط به شکار کردن امتیاز بالاتری داشته‌اند. آنها دریافته‌اند که زنان تمایل بیشتری به صرف وقت زیاد برای گشت و گذار در مراکز خرید داشته اما مردها دوست دارند چیزی که لازم دارند را خریداری کرده و فوراً محل را ترک کنند. 
همه اینها یک نکته مثبت دارد: عادت‌های خرید کردن ما را توجیه می‌کند. همیشه می‌توانید این را بهانه کنید و بگویید که این رفتار و عادات را از پیشینیان باستانی خود به ارث برده‌اید و جدی‌تر اینکه این می‌تواند به ما برای غلبه بر حس خریدن وسایل غیرلازم چیزهایی که از پس خریدنشان برنمی‌آیید، هیچ راحتی و شادی وارد زندگی ما نمی‌کنند، و معمولاً توسط کارگران بسیار فقیر و کم‌درآمد در کشورهای فقیر ساخته می‌شوند کمک کند.
وقتی از دلایل یک رفتار آگاهی پیدا کنید، کنترل و غلبه بر آن ساده‌تر خواهد شد. منظور ما این نیست که باید دست از خرید کردن بردارید. منظورمان این است که باید هوشیارانه‌تر و با دقت بیشتری وسایل موردنیاز خودتان را تهیه کنید.
نظرات (0) کلیک ها: 243

چگونه در زندگی موفق شویم ؟

امتیاز کاربران
بیشتر مردم فقط می‌خواهند زندگی خوب و خوشی داشته باشند و همواره در زندگی شاد و موفق باشند، اما آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که چگونه می‌توانید ابعاد تازه‌ای را وارد زندگی خود سازید؟

منظور از ابعاد تازه در زندگی، افق‌های تازه‌ای است که برای خود به‌وجود می‌آوریم و معنا و وضع تازه و عمیق‌تری به زندگی خویش می‌دهیم. بعضی وقت‌ها پیش آمده که به خودمان قول می‌دهیم ​ از فردا زندگی بهتری را آغاز ​‌کنیم، اما متاسفانه بعد از مدتی زیر قول خود می‌زنیم. بیشتر مردم بر این باورند که کسب موفقیت در زندگی سخت و دشوار است، اما در حقیقت برای دست‌یافتن به موفقیت در زندگی به تلاش و کوشش و جدیت نیاز است. فقط کافی است بخواهیم و اراده کنیم.

اگر می‌خواهید در زندگی فردی موفق باشید به نکاتی که در زیر اشاره می‌شود توجه کنید.

1ـ کنترل استرس

یکی از مهم‌ترین راه‌های استثنایی برای کسب موفقیت در زندگی کنترل استرس است. درصد قابل توجهی از مردم ​ دچار استرس و اضطراب هستند. به عبارت دیگر هیچ‌کس در دنیا نیست که بتواند استرس و اضطراب را به طور کامل کنترل کند. البته استرس و اضطراب تا حدودی طبیعی است و همراه ما. هنگامی که دچار استرس می‌شوید، یک نفس آرام و عمیق بکشید به صورت دم و بازدم، بعد بدنتان را شل کنید و اندام‌ها را بکشید و سپس کلمات آرامش‌بخش را با خود تکرار کنید، به عنوان مثال با خود بگویید، من آرام هستم یا من استرس و اضطراب ندارم و از محیطی که باعث ایجاد استرس در شما شده است، خارج شوید. سعی کنید استرس خود را کنترل کنید. زمانی که بتوانید با این روش یا هر روش دیگری که خودتان می‌دانید استرس‌تان را کنترل کنید، آن وقت می‌توانید با آرامش بیشتری مشکلات زندگی را بررسی و سپس حل و فصل کنید؛ زیرا توانسته‌اید در زندگی به آرامش نسبی دست یابید. در نتیجه یک گام در جهت موفقیت، در زندگی برداشته‌اید.

2 ـ تغذیه مناسب

یکی دیگر از راه‌های موفقیت در زندگی توجه داشتن به تغذیه سالم است. شما با داشتن یک رژیم غذایی مناسب و استفاده بیشتر از سبزی‌ها، مواد معدنی، انواع ویتامین‌ها و ثابت نگه داشتن قند خون می‌توانید فشارهای روانی را کم کنید. تلاش کنید به جای استفاده از مواد غذایی کنسرو شده و نیز پرچرب، بیشتر از غذاهای خانگی و طبیعی استفاده کنید، زیرا غذاهای کنسرو شده بیشتر شامل مواد افزودنی است و فقط باعث اضافه‌وزن می‌شود. پس از رژیم غذایی خود غافل نشوید، که سلامت بدن را تضمین می‌کند. زمانی که به لحاظ روحی و جسمی سالم باشید، می‌توانید به موفقیت‌های زیادی در زندگی خود دست یابید.

3 ـ ورزش کردن

ورزش کردن هم روی موفقیت شما در زندگی تاثیر می‌گذارد. پس هر روز ورزش کنید، زیرا بدن ​ به ورزش روزانه نیاز دارد. در واقع سعی کنید ورزش​ را در برنامه‌های روزانه خود بگنجانید. بد نیست بدانید ​ ورزش ​ فقط برای سلامت جسم نیست، بلکه در روحیه ما نیز خیلی موثر است. پس از چند دقیقه ورزش روحیه​ پس از ورزش و بعد از ورزش را مقایسه کنید. ورزش ​ سموم بدن را دفع می‌کند و باعث شادابی می‌شود، کالری‌های اضافه در بدن را می‌سوزاند، ضریب هوشی را بالا می‌برد و خستگی ناشی از کارهای روزانه را از بدن ما از میان می‌برد. در نتیجه زمانی که ورزش می‌کنید سالم‌تر و سرحال‌تر می‌شوید، آن وقت بهتر می‌توانید با مشکلات خود کنار بیایید.

4 ـ افکار مثبت

برای رسیدن به موفقیت در زندگی باید افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید، زیرا افکار مثبت یکی از عوامل موثر بر موفقیت در زندگی محسوب می‌شود. وقتی ​ افکار منفی به سراغتان آمد و ذهنتان را درگیر خود کرد، یک نفس عمیق بکشید و سپس با آرامش به موضوعات خوب و امیدبخش فکر کنید، زیرا ​ افکار منفی مانع رسیدن شما به اهدافتان می‌شود. اگر بتوانید بر افکارتان مسلط شوید، آن وقت می‌توانید با روحیه‌ای مناسب و خوب به هدف‌تان در زندگی دست یابید. موفقیت ما در زندگی به نوع تفکر و نیز نگرش ما بستگی دارد. پس همیشه مثبت فکر کنید و شاد باشید، زیرا لحظه‌ها در گذرند.

5 ـ روحیه خوب

یکی دیگر از مهم‌ترین راهکارهای موفقیت در زندگی داشتن روحیه مثبت و بالاست. ما می‌توانیم با انقلاب درونی تغییرات مثبتی در روحیه خود و اطرافیان ایجاد کنیم. اگر روحیه مثبت داشته باشیم، چهره و نگاه ما بشاش می‌شود و روحیه اطرافیان ما نیز بهتر می‌شود و اگر روحیه منفی داشته باشیم هم حال خودمان را خراب کرده‌ایم و هم حال اطرافیان را. شما با داشتن روحیه بالا می‌توانید افکار منفی را از ذهن‌تان پاک کنید و با آرامش خاطر به دنبال کسب موفقیت در زندگی بروید. پس مراقب روحیه خود باشید.

و در پایان موفقیت در زندگی به نحوه تفکر و نیز نگرش ما بستگی دارد. پس استرس خود را کنترل کنید، به تغذیه خود توجه داشته باشید، ورزش کنید و افکار منفی را از ذهن‌تان بزدایید و در نهایت روحیه‌ای بالا داشته باشید.

ضمیمه چاردیواری

نسرین علی‌محمدی

نظرات (0) کلیک ها: 275

درک احساسات کودکان

امتیاز کاربران

در برخورد با کودکان و درک احساسات و عواطف آنها نکات زیر را به خاطر بسپاریم

همیشه لازم نیست همدردی کنید همدردی برای زمانی است که کودک می خواهد احساساتش را درک کنید
” مامان من تصمیم گرفتم امروز برم حمام ” در اینگونه موارد نیازی نیست بگویید ” پس تصمیم گرفتی بری حمام ” بهتر است اینگونه برخورد کنید که : ” ممنونم که به من اطلاع دادی ”
پرسیدن آنهم با ” چرا و چی شده” به کودک این احساس را می دهد که مورد بازجویی قرار گرفته و او را ناراحت می کند
به جای ” چرا ناراحتی؟ ” یا ” چرا اینجور احساسی داری؟ ” بگویید ” به نظر می آد از چیزی ناراحت باشی ”
به جای گفتن ” می دونم چه احساسی داری ” می توانید از موقعیت مشابهی که برای خوتان اتفاق افتاده استفاده کنید
” من هم وقتی دوستام باهام قهر می کردن خیلی ناراحت می شدم ” یا ” رفتن به مهد کودک کودک می تونه دلگیر کننده باشه ”
وقتی کودک شما را متهم می کند به خود خواهی یا اینکه می گوید این یعنی منو دوست نداری می توانید بگویید :
” از این جمله اصلا خوشم نمی آد می تونی جور دیگه ای بگی شاید بتونم کمکت کنم” یا “این مسئله ربطی به دوست داشتن نداره ”
عین جمله کودک را در تکنیک انعکاس به خودش بر نگردانید
” من دیگه مربیمو دوست ندارم ” به جای ” تو دیگه مربیتو دوست نداری ؟” بگویید ” از قرار معلوم از دستش دلخوری ”
پاسختان نباید با شدتی بیش از آنچه که کودک احساس می کند باشد
” امروز مهسا مدادمو شکوند من خیلی ناراحت شدم ” ” حقشه دیگه باهش حرف نزدی چقدر کار بدی کرده حتما به معلمت بگو ، دختر بی تربیت ”
کودکان دوست ندارند لقب منفیی را که به خودشان می دهند توسط والدین تکرار شود :
کودک وقتی می گوید زشت ، احمق ، دست و پا چلفتی یا چاق است نگویید : ” پس فکر می کنی احمقی ؟” بگویید ” بعضی وقتها آدم ها از خودشون دلسرد می شن ” یا ” تو برای من قشنگ ترین دختر روی زمینی ”
برای جلوگیری از دروغ گویی کودکان مهمترین مسوله این است نباید به دنبال مقصر بگردید .
با کودکانی که یاد گرفته اند بدرفتاری کنند و برای آرام کردن والدین بلافاصله از عذرخواهی استفاده کنند اینگونه برخورد کنید :
” از شنیدن تاسف تو خوشحالم ولی معذرت خواهی به تنهایی کافی نیست تو باید سعی کنی دیگه این کار رو انجام ندی دفعه بعد عذر خواهی را نمی پذیرم ”
کودکان زیاد از مورد سئوال قرار گرفتن خوششان نمی آید
به جای ” امروز مربیت ازت راضی بود ؟” یا تو مهمونی بهت خوش گذشت ؟” یا ” اونجا چی خوردید؟” می توانید بگویید ” از دیدنت خوشحالم” یا ” به خونه خوش اومدی ” آنها در مواقع مناسب خودشان آنچه را باید بگویند خواهند گفت البته اگر شما تکنیک خوب گوش کردن را به درستی اجرا کرده باشید .
با تخیلاتشان آنها بازی کنید و به آنها امید ببخشید
” من می خوام یه کار پیدا کنم ” بگویید ” وای چه جالب دوست داری چه کاری باشه ؟ بیشتر برام صحبت کن خیلی جالب می شه تو یه روپوش سفید تنت کنی اونوقت از بلند گوی بیمارستا صدا کنند خانم دکتر سحر به انتاق عمل …..” یا ” پس تو می خوای با کامی ازدواج کنی !! فکرشو بکن توی عروسی تو … راستی دوست داری کیا رو دعوت کنی؟” یا ” تو دوست داری یه ماشین گنده داشته باشی ؟ چه جالب ! اونوقت ببینم میزاری مامانی هم سوارش بشه ؟”
در موقعی مانند دارو خوردن یا انجام عملی که دوست ندارید کودک انجام دهد یا کودک مجبور است آن را انجام دهد در چهار چوب خودتان به او حق انتخاب بدهید مثلا زمان دارو خوردن
” ظاهرا از خوردن این دارو خوشت نمی آد دوست داری با آب میوه بخوری یا نوشابه ” یا وقتی کودک صدایی را از خودش می سازد که شما دوست ندارید بگویید ” می تونی همین جا بمونی و ضرب نگیری یا بری تو اتاقت و اونجا ضرب بگیری” در خیابان ” می تونی دوتا انتخاب داشته باشی ، دست منو بگیری یا دست مامانی ”
در موقع کاری که کودک قصد انجام آن را دارد
نگویید نمی تونی بده من انجام بدم نگویید خیلی کار آسونی هست حتما می تونی بازش کنی ، همینطور نگویید این کار برای تو سخته ، بگویید ” به نظر کار سختی می رسه تلاش کن ببین می تونی انجامش بدی ” در این روش اگر موفق شد که به اعتماد به نفسش کمک شده اگر نتوانست احساس شکست نمی کند چون کار سختی بوده .

گردآورنده : سارا گودرزی

نظرات (0) کلیک ها: 258